الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

49

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

هنوز باران ملايم خوشى ، راحتى دائمى برايش پديد نياورده ، كه بلاها سيل‌آسا بر سرش فرو مىبارند . هر گاه صبح گاهان به يارى كسى برخيزد شامگاهان خود را به ناشناسى مىزند ، و اگر در يك طرف شيرينى و گوارائى داشته باشد ، در طرف ديگر تلخى و گرد باد بدبختى به پا مىسازد ، هنوز كسى از نعمتها و خوشيهايش به آنچه خواسته نرسيده كه مشكلات و سختى - هايش به او مىرسد ، شبى را بر پر و بال امنيت به سر نبرده ، جز اين كه صبحگاه روى شهپرهاى لغزندهء خوف قرار گيرد ، بسيار فريبنده است و آنچه در آن است نيز فريبندگى دارد ، فانى است و زود گذر ، و هر كس در آن است نيز فنا مىپذيرد ، زاد و توشه‌هاى آن جز زاد و توشه « تقوى » بىفايده است ، كسى كه به مقدار كفايت از آن قانع باشد آرامش بيشترى بدست مىآورد ، و آن كس كه از آن بسيار بطلبد وسائل نابودى خود را بيشتر فراهم ساخته است ، و همانچه بدست آورده ، به زودى از دست مىرود ، كسانى كه به آن تكيه كردند به درد و رنج انداخت و افرادى كه به آن اطمينان نمودند به زمينشان زد ، چه افراد پر ابهتى كه سرانجام دنيا آنها را حقير و كوچك ساخت ، و متكبران و فخر فروشانى كه به خاك مذلت كشانيد ، حكومت و رياست آن ، ناپايدار ، زندگى آن تيره ، گوارايش ناگوار ، شيرينى آن تلخ ، و طعام آن سم است ، طنابهايش كهنه و پوسيده ، زندگانش در معرض مرگ ، و تندرستانش در معرض بيمارى ، حكومت آن بر باد مىرود ، و نيرومندانش مغلوب مىشوند ، نعمتهاى فراوانش بنيستى مىگرايد ، و همجوارانش غارت ميشوند . مگر شما در جايگاه پيشينيان خود قرار نگرفته‌ايد ؟ ! آنها كه عمرشان از شما طولانىتر ، و آثارشان با دوام‌تر ، و آرزويشان درازتر ، افرادشان فزونتر ، و لشكرهاشان انبوه‌تر بودند ، دنيا را پرستيدند ! آن هم چه پرستيدنى ! و آن را برگزيدند چه برگزيدنى ! سپس بدون زاد و توشه‌اى كه بمنزلگاهشان برساند و بدون مركبى كه راه را بسرعت بپيمايد از آن كوچ كردند ، آيا به شما خبر داده‌اند كه دنيا غرامت اين همه زيانها را به آنها داده باشد ؟ و يا كمكى به آنها كند ؟ و يا لا اقل براى آنان همنشين خوبى باشد ؟ !